هنوز کنارِ رفتن تو ایستاده ام

 

این همه راه رفتم تا به اینجا رسیدم، به آینده ای که همان گذشته ام بود و با چند پیچِ

خطرناکِ مسخره ده سالم را گرفت!

گاهی یک نفر آنچنان از کنارت رد می شود که تا به خودت بیایی سالها پیر شدی.

حالا باز هم منم و تمام کارهای ناتمامم، منم و تمام روزهایِ فراموش نشدنی که "باید

فراموش شوند"، منم، منی که از خودم به خودم سقوط کردم.

 

 

+ همانجا که بریدی

   ایستاده ام

   هنوز خونش بند نیامده

 

 

  

/ 0 نظر / 12 بازدید