یک نفر هست

که مرا نمی خواهد

بدتر از این

چند نفر هستند

که او را می خواهند

و من گاهی فکر می کنم

خیلی ناتوانم

نه دست گرفتن

نه پای رفتن

انگار سکته ی مغزی کردم

و برای دفاع از تمام زندگی ام

اسلحه ای جز یک نگاه دردناک ندارم

 

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید